زمینی ها خیلی از این کارهای مهیج سردر نمی آورند . کارهایی که اصلاْ نمی توانی خودت را توجیه کنی که چرا انجامشان می دهی و کسی هم قادر به این کار نیست...
باز هم کوه خون پایین می آید و باز هم دعوت هفته ی پیش را می کنم...
مادرم که هر شب خدا را دعوت می کرد خانه یمان خدا دعوتش کرد و امشب رفت خانه یشان!
حالا من و بابا هستیم و هنوز هیچی نشده لیست برنامه های تفریحی شب هایمان را داریم پر می کنیم! کمتر این موقعیت ها پیش می آید شایدچون مامان به طرز راسخی معتقد است بابا برایم بد آموزی دارد...
جهان ما آن چه در استاکر تارکوفسکی است را بسیار کم دارد باورم نمی شود تاریخ این فیلم 9 سال قبل از تولد من بوده آن چه که او نشان می دهد همان هدیه ی آدم فضایی هایی است در فیلم می گوید تقابلی است بین همه چیزی که انسان الان دارد علم الهام و ایمان . به گونه ای که تماشاچی متوجه نمی شود درست وقتی الهام و علم احساس قدرت می کنند ایمان پیروز می شود . این یک فیلم نیست بدون شک هدیه ای است که کم تر به آن توجه کرده ایم گوی اسرار آمیزی است که آن چه برای ما اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد را بیان می دارد...
تارکوفسکی را به لیست آدم فضایی ها اضافه کنیم...