چرک نویس

چرک می نویسد و به او می گویند چرک نویس

چرک نویس

چرک می نویسد و به او می گویند چرک نویس

کلاس معاد :

وقتی آدم می بینه بعضی دخترا تو یه تابستون چه قدر قیافشون عوض میشه می تونه تصور کنه که خدا مرده ها رو زنده می کنه...

نطفه

دارم شب ها با او زندگی می کنم گوینده ی داستان که شخص اول نیست و این قسمت کمتر پیچیده ی اوست . دارد خبرنگاری می کند برای پول در یک روزنامه ی پاچه خوار معمولی...  تمام زندگی دانشجویش متفاوت از این بوده که دارد انجام می دهد به نوعی تسلیم زندگی است و این باعث شده بلندپروازیش اوج نگرفته بمیرد . ولی این برایش بد نبوده از آن لحاظ که باعث شده از زندگیش رنج نبرد . از زن ها بیزار شده  در همان دوران دانشجویی که سعی می کند نرم نرم بگویدش ولی داستان زندگی دانشجویی نیست داستان مربوط به شخص اول است...


و


پنگوئن ها...



و عشق من است برای کتابی که اولش بنویسم:


تقدیم یه زمین عزیزم و تمامی پنگوئن هایش


اصلاْ احتیاط نخواهم کرد جوانی های ونه گات را از قبر بیرون می کشم می گذارم توی شهرم زندگی کند و داستان بنویسد...



ای کاش نبودت عادت می شد

هیچ کس "همراه" نیست تنهای اول !! دارنده بیشترین مشترک مدعی " انتظار" در دنیا!!

یعقوب شش (یا هفت) پسر داشت یکیشان رفت چشم هایش از اشک سفید شده بود...

بابا یک ونیم فرزند دارد یکیشان رفت . خدایا برای این یک و نیم و شش نسبت تناسب نبند...